مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
192
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> ونيز به روايتي كه در أغلب كتب مسطور است ، آن ملعون حضرت امام زين العابدين سلام اللَّه عليه را بخواند وآنچه بايد معروض داشت واز آن سه حاجت كه يكى در باب سر مطهر امام حسين صلوات اللَّه عليه بود ، سخن رفت ودر اينجا به نگارش آن جمله حاجت نيست . وابن صباغ در كتاب الفصول المهمة بعد از داستان عمر بن الحسين عليه السلام ويزيد كه باز مىنمايد أهل بيت مدتها در دمشق بودهاند ، مىگويد واز پس اين جمله يزيد با نعمان بن بشير فرمان كرد تا تجهيز سفر ايشان را آراسته كند ؛ إلى آخر الخبر . در كتاب رياض الشهادة نيز به اين خبر ومكالمات جناب امّ كلثوم عليها السلام به اندك تفاوتى أشارت كرده است ومىگويد : « نعمان بن بشير را كه از صحابهء رسول خداى صلى الله عليه وآله وبه سداد وصلاح معروف بود ، باجمعى از سواران مكمل ومسلح مشخص كرد تا در ملازمت ايشان به مدينه روى كنند ودر تعظيم وتكريم ايشان كوتاهى نكنند . » سبط ابن جوزي گويد : چون زنان ودختران امام حسين عليه السلام را بر زنان يزيد درآوردند ، به سوى ايشان به پا شدند وصيحه وگريه برآوردند وبه سوگوارى امام عليه السلام قيام ورزيدند واز آن پس ، يزيد به على أصغر گفت : « اگر خواهى نزد ما بپاى تا در بارهات نيكى ونكويى كنيم واگر خواهى به مدينهات باز گردانيم . » فرمود : « جز آهنگ مدينه ندارم . » لا جرم آن حضرت را با أهل أو به مدينه باز گرداند وبه قول شعبى چون زنان امام حسين عليه السلام را بر زنان يزيد درآوردند ، نالهء « وا حسيناه ! » بركشيدند . يزيد بشنيد وگفت : « يا صيحة ! » إلى آخر البيت . شيخ مفيد مىفرمايد : يزيد فرمان كرد تا اهلبيت عصمت را در سرايى جدا كه بهسراى أو اتصال داشت ، فرود آورد وبا علي بن الحسين عليهم السلام جا دادند . چون چند روزى در آن خانه أقامت فرمودند ، نعمان ابن بشير را طلبيد وگفت : « تجهيز سفر ايشان را بكن كه تو بايد ايشان را به مدينه برى . » ودر محرق القلوب به همين تقريب أشارت كرده است ومىفرمايد : « بعد از آنكه أهل بيت صلوات اللَّه عليهم مدتي در دمشق بودند وآن مصائب بديدند ، هند خواب معهود را بديد ! » از اين كلام معلوم مىشود كه مدتها در شام بودهاند . چه در شرحي كه از انعقاد مجلس وسوگوارى وآوردن رؤوس مطهرهء شهدا عليهم السلام را به خواهش حضرت صديقهء صغرى سلام اللَّه عليها به مجلس مصيبت وأقامت سوگوارى در مدت هفت روز وبعد از آن نوازش يزيد به ايشان أشارت مىكند ، طول توقف ايشان معلوم مىشود . معلوم باد اگر خبر فرستادن رؤوس شهدا به مجلس سوگوارى به صحت مقرون باشد ، بايد در أوايل ورود به دمشق باشد . چه اگر مدتها گذشته بود ، چگونه تواند بود كه تا آن وقت ، رؤوس شهدا را مدفون نكرده باشند . لا جرم در تصديق به اين خبر محل تأمل است واز خبري كه در كتاب مهيج الأحزان مسطور است ؛ معلوم مىشود كه مدت أقامت ايشان در دمشق وزمان عزادارى ، افزون از هفت روز بوده است . -